فردی از عارفی پرسید: شما و شاگردانتان چه می کنید که به شما عارف می گویند؟ عارف جواب داد: ما راه می رویم...می نشینیم....و می خوابیم! فرد گفت: اینکارها را که همه انجام می دهند. 

عارف گفت: بله...اما می دانیم که داریم راه می رویم و می نشینیم و یا می خوابیم.

(آگاهی لحظه به لحظه یا  زندگی در لحظه حال)

-------------------------------

مردمان احمق همیشه از گذشته حرف می زنند

عاقلان در فکر زمان حال هستند                                                              

و دیوانگان از آینده سخن میگویند                           ناپلئون بناپارت

                                               -------------------------------

روزی بودا با جمعی نشسته بودند. پشه ای بر گردن بودا نشست. بودا دستش را به آرامی روی گردن خود زد تا پشه دور شود.  پشه دور شد اما بودا دوباره دستش را بطرف گردنش برد. حاضرین پرسیدند: حرکت دفعه دوم به چه دلیل بود؟

بودا پاسخ داد: دفعه اول از روی عادت اینکار را کردم اما دفعه دوم از روی آگاهی که ناظر برعمل خود باشم.

                                           ------------------------------------

روزی یکی از شاگردان اشو از او پرسید از یک نفر بشدت متنفرم چه باید بکنم؟...

اشو جواب داد مشکل در خودت است ..تو این حقیقت را نپذیرفته ای که آن فرد هم حق زندگی در این جهان با نظر خود را دارد اگر به او حق نظر ولو اشتباه بدهی از او متنفر نخواهی شد....بدون تنفر از او انتقاد کن.

لازم نیست حق را همیشه به دیگران بدهید فقط برای دیگران حق حیات و حق انتخاب منش قائل شوید.