سئوال های بی جواب
سئوالات بسیاری از کودکی در ذهن ما وجود داشته و دارد که اکثر آنها بی جواب می ماند مثل وضعیت ما در قبل و بعد از این زندگی و منجمله سوالات فلسفی مثل تقدم مرغ یا تخم مرغ در آفرینش و بسیاری سئوالات دیگر.
همچنین اگر جواب های فرهنگ های مختلف را با هم مقایسه کنید همواره تفاوت های زیادی می بینید. زیرا بیشتر آنها تعابیر محیطی و فرهنگی است مگر آنکه جنبه معرفتی و عرفانی داشته باشد که در آنصورت تشابه یا یکسانی هم ملاحظه می کنید.
ضرب المثلی اروپائی می گوید: سئوال های مبهم پاسخ های مبهم بدنبال دارد. بحث ما این نیست که چه سئوالی مبهم یا غیر مبهم است بلکه به یک سخن عرفانی(عرفان به معنای شناخت هستی) که از بعضی عرفا آنرا به شکل های مختلف بیان د اشته اند می پردازیم.
این بیان اینست که اولا قرار نیست ما به هر سئوالی جواب دهیم۰(عدم ضرورت) اگر خواسته یا ناخواسته وارد بحثی شدید یا سئوالی کردید بدانید کالبد فعلی شما چنین اقتضاء نموده است. همانطور که به بعضی موضوعات و سئوالات دیگر علاقه ای ندارید و به آنها نمی پردازید.
ثانیا ندانستن بعضی جواب ها خود مزیت است. مثل ندانستن زمان مرگ که خود باعث امید و ادامه حیات فعلی می شود.
مطلب مرتبط دیگر اینست که بحث های نظری- فلسفی و نهایتا بحث های ذهنی کاملا نسبی و مقایسه ای است( که در مباحث ذهن به آن بطور مشروح پرداخته شد) پس جواب ها نیز نسبی و مقایسه ای می شود. مثل خوب و بد و بهتر و بدتر و بالا و پائین و غیره..
افرادی که با مباحث شناخت آشنا هستند بخوبی می دانند که این مفاهیم اعتباری یا قراردادی هستند و معیار آنها به فراخور فرهنگ و محیط و نیازمندی ها و مقتضیاتُ تغییر می کند.
اما در مباحث علمی که برپایه تجربه استوار است بشر معیار های دقیقی یافته است. بطور مثال دستگاهی وجود دارد که وزن دقیق شما را محاسبه کند اما دستگاهی وجود نداشته و ندارد و نخواهد داشت که میزان خوب یا بد بودن (از لحاظ های مختلف شخصیتی)و میزان شعور و ادراک شما را دقیقا محاسبه کند. و همه مراتبی که از نظر خود یا جامعه محرز است یا بر اثر برخی تست ها بیان می شود بازهم نسبی و قراردادی(ذهنی) است.
حال سئوال اینست که نقش شناخت و آگاهی در این راستا چیست و ما را به کجا می رساند؟
همانطور که در مباحث مختلف قبلی اشاره شده است بشر نهایتا با تکامل به کل نگری می رسد که این مرتبه خود مرحله بی سئوالی و سکون و ارامش است که در آینده به تفصیل بازهم به آن می پردازیم.
--------------------------------